معرفی کتاب صداهایی از چرنوبیل

اثر سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ از انتشارات کتاب کوله پشتی - مترجم: حدیث حسینی-ادبیات دهه 1990

برنده جایزه نوبل ادبیات
برنده جایزه دایره نقد کتابشناسان کتاب ملی

در ماه آوریل 26، 1986، بدترین تصادف راکتور هسته ای در تاریخ در چرنوبیل رخ داده است و به اندازه سه چهارم از اروپا آلوده است. صدای چرنوبیل اولین کتابی است که حساب های شخصی تراژدی را نشان می دهد. روزنامه نگار سوتلانا الکسیفیچ مصاحبه هایی را با صدها نفر از مردم در معرض ناپدید شدن - از شهروندان بیگناه به آتش نشان ها به افرادی که در فاجعه به سر می برند مصاحبه کرد - و داستان های آنها ترس، خشم و عدم اطمینان را که هنوز در آن زندگی می کنند، نشان می دهد. از مصاحبه ها در قالب تک آهنگ، مصاحبه ای از چرنوبیل یک کار بسیار مهم است که فراموش نشدنی در قدرت عاطفی و صداقت آن است.


خرید کتاب صداهایی از چرنوبیل
جستجوی کتاب صداهایی از چرنوبیل در گودریدز

معرفی کتاب صداهایی از چرنوبیل از نگاه کاربران
تا قبل از خواندن این کتاب چرنوبیل برایم مجموعه تصاویری از انفجار و گورباچف و ترسی بود که در چهرهٔ بزرگترها توی همان سال دیده بودم. با این کتاب با بزرگی فاجعه‌ای که اتفاق افتاده مواجه شدم و فهمیدم که چه جان‌ها که به‌خاطر پروپاگاندای شوروی و دسترسی نداشتن مردم به آگاهی رفته است و چند نسل به چه گرفتاری‌هایی دچار شدند. کتاب بسیار دردناکی است و خب فکر می‌کنم خواندنش ضروری است.

مشاهده لینک اصلی
«میگویند و مینویسند «چرنوبیل» اما کسی نمی‌داند معنای واقعی آن چیست»

خب... بالاخره تمام شد...
کتاب مجموعه ای هست از خاطرات ِ بازماندگان ِ حادثهء دردناک چرنوبیل، بسیار تلخ و خارج از محدودهء توانایی ادراکم...
بخشی از تاریخ شوروی که «باید» در قالبِ خواندن، شنیده شود.

مشاهده لینک اصلی
سال بهترین کتاب مقدماتی داستان است. من نمی دانم چه باید بکنم. کجا باید شروع کنم؟ اگر 10 كتاب در 10 كتاب یا 2.5 كتاب در 5 كتاب داشته باشم، آیا توصیه میكنم خواندن را داشته باشم؟ من نمی دانم چه باید بگویم چگونه می توان تراژدی یک جسم ناپدید در سیستم های مردم را تفسیر کرد؟ این insanlarada نار ± ± ± na na به حملات هراس دارند kayboluåÿ رویاها، topraäÿ topraäÿä به gã¶mã¼l ± n است، n در روند ناسا doäÿanä ± ± هنوز تا خوب یک yaåÿa من saã§tä ± ± ± میلی آمپر آیا سمی است؟ چه کاری می توانم انجام دهم؟ à ‡ ernobil duasä ± -geleceäÿ تاریخ، احیا ما à ‡ ernobil sonrasä ± yaåÿamä ± پلی فونیک ± تاناکا از، bilimadamlarä ± از، çOcuk از، K ± با oluåÿ گروه کر از سیاستمداران بیش از توصیف ± متر در معرض کارشناسی چهره ± ± yor برای. بله، گاهی اوقات همان ± چیزی که برای دور بیش از حد بسیاری از ± تکراری خسته شده اید، çEkiliy انرژی خود را، اما آینه ± تنفس آلدان ± آیا ± نار ± Z کسانی ±، در حدود ± نار ± Z sevdiäÿ شما خودتان را شامل همه چیز åÿã¼kr duymanä ± Zäune ± saäÿlä ± yor برای . استعاره زندگی یک بسته شدن دوره، Catafnu Duo است. @ دوستان زیادی وجود دارند ... یولیا، کاتیا، وادیم. اوکسانا، اولگ .. و در حال حاضر آندره .. آندره، ما دانشمندان هستیم که می خواهیم بسازیم. ما ã¶leceäÿiz برای ما و او dã¼åÿã¼nã¼rdã¼ katya.b ã¶lã¼n توسط، من ک من می ترسم از شوخی mezarlä ± ± ± ماه gã¶mmey mezarlä من، تنها ã¶lã¼ وجود دارد و کلاغ oluyä ± ± K در هر آرتا آن unutucak .... من فکر می کنم که چشم ها به شدت به من می آیند ... همه دوستان من، من gotda @ .sf: 439، گروه کر ... پس از مردم رفته اند چه بخشی از آن خانه است؟ گورستان های قدیم و گورهای حیوانی به نام گورستان های زیستی. Ä ° بشر به خودی خود تنها kurtardä ±، نمایش تمام خود DAR ± آیا ± ndakä ± احیا ± etti.kã¶y لارا خیانت هستند گروه boåÿaltä ± LA ± R boåÿaltä ± lmaz حوادث مسلح bã¶lge ± سرباز و شات AVCA پرندگان ± با ±. اما او kã¶pek koåÿuy صدای انسان ... خوب ... گربه اسب .... زمان برای مردم محلی ± ± hristiyanlä K öNce در مکزیک و حتی بازده در kã¶kenl من از اسلاوی atalarä MA ± ± Z، مواد غذایی سوزانده شده بخشش حیوانات وحشی و آمرزش مردگان. حیوانات مصری باستانی حق دارند از انسانها شکایت کنند. او در یکی از پاپیرا هایی که به اهرام ها می آیند، می نویسد: @ قبل از جاده قلمرو پادشاهی از شکوه N. من دعا کردم که این عبارت برگزار شد: برای موجودات زنده صدمه ندیده بودم؛ من هیچ کدام حیوان را نخوردم یا نیامدم، ص 55. من واقعا می خواستم بتوانم نظر بدهم شاید زمانی که زمان می آید، من آن را دوباره از خارج انجام خواهم داد. آنچه که من می خواهم تاکید کنم، جزئیات زیادی است که می خواهم با کشیدن زیر آن تاکید کنم. اما، چیزی است که دستکش را می شکند. Ennobil DuS یک صحنه دودویی پر جنب و جوش است. و این اثر متاسفانه هنوز در نسل و طبیعت اتفاق می افتد. فیلم کوتاه نشان داده شده در پیوند زیر توسط Cénénil Duo الهام گرفته شده و توسط خوانانی ویلسون کارگردان ایرلندی کارگردانی شده است. این فیلم همچنین نامزد جایزه اسکار در سال 2010 بود. http: //www.youtube.com/watch؟v=Qn99F ...

مشاهده لینک اصلی
صداهای بسیار دست و پا زدن، تجسم تجربه چرنوبیل و مقایسه زندگی قبل و بعد از لحظه ای که همه چیز را تغییر داد. سوتلانا آلکسویهویچ رنج مردم عادی تمام حوزه های زندگی را به تصویر کشیده و کارکنان حرفه ای که به چرنوبیل فرستاده شده اند برای مقابله با بحران بلافاصله پس از آن اتفاق افتاده است. او یک چشم انداز اجتماعی از جامعه ای که تحت تاثیر فاجعه هسته ای در کل آن قرار گرفته است، ایجاد می کند. هرگز احساسات من در سال 1986، زندگی در آلمان غربی و حضور در مدرسه ابتدایی شهر کوچک را فراموش نخواهم کرد. همه ناگهان، سیاست جهانی تبدیل به یک واقعیت ملموس و یک تهدید شد. چرنوبیل اولین فاجعه انسانی بود که تجربه کردم و درک کردم. پس از چرنوبیل، هیچ چیز تا به حال به عنوان بی گناه به عنوان قبل از قبل. شما می توانید بگوید از خواب بیدار برای وجدان اجتماعی من. اما من هرگز متوجه نشدم که برای افرادی که آنجا بودند، چه کسانی دیدند که این اتفاق افتاد، که باید بر اساس آن فاجعه تصمیم گیری کنند. خواندن Alexievich به من در داخل دانش از کابوس من از دوران کودکی من به یاد داشته باشید. در حالی که ما فقط از مواد غذایی خاصی دور نگه داشته شدیم و مجاز به بازی در ماسهبازی بودیم و یا در سفرهای زمینی مشغول به کار بودیم، مردم در نزدیکی چرنوبیل برای زندگی شان جنگیدند - اغلب نا امیدانه - برای چندین بار. شکستن، به عنوان داستان ها دردناک برای خواندن، به خصوص کسانی که از مسائل و مشکلات عادی و مردم عادی می گویند. افرادی که به داستانهایشان سخن می گویند، قهرمان نیستند و به خاطر شهادت و یا سربازان مذهبی حق دیدن و شنیده شدن و رعایت آنها را ندارند. آنها فقط با تجربه مشترک این فاجعه اتفاق افتاده اند: @ اغلب سکوت می کنند. ما نمی گوییم و نمیتوانیم شکایت کنیم بیمار بود، مثل همیشه. چون ما هنوز کلمات نداریم. می ترسید که در مورد آن صحبت کنید. ما نمیدانیم چطور این یک تجربه عادی نیست و سوالاتی که مطرح می شوند عادی نیستند. جهان در دو بخش تقسیم شده است: ما ما، چرنوبیلات، و سپس شما و دیگران وجود دارد. آیا متوجه شده اید؟ هیچکس در اینجا اشاره نمیکند که آنها روسی یا بلاروس یا اوکراین هستند. همه ما خودمان را چرنوبیلات می نامیم. @ بعد از چرنوبیل @ @ من چرنوبیلیت @ به عنوان اگر این افراد جداگانه است. یک ملت جدید @ این قدرت نویسندگان است که این صداهای خاموش را روی بلندگو قرار داده و آنها را بشنوند تا بتوانند به دیگران نشان بدهند که واقعا چگونه از یک تصادف هستهای زندگی می کنند. الکسیفیچ ادبیات را لمس دموکراتیک می کند، خلاقیت خود را در تمرکز قرار نمی دهد، بلکه همبندی خود را برای افراد مختلفی که با آن روبرو هستند، مطرح می کند. مهارت های ادبی او در جمع آوری دقیق و ترتیب صداهای متناقض به تجربه خواندن شخصیت های منحصر به فرد بستگی دارد. خواندن دقیق! من به شدت آن را به جهان امروز توصیه می کنم. خواندن و فکر کردن

مشاهده لینک اصلی
چند سال پیش، من یک نسخه از Maus I را ترک کردم: داستان سربازان: داستان پدرم از تاریخ بر روی میز است. این به عنوان نوعی مسیر پیاده روی برای پسر نوجوان من طراحی شده بود که نیازی به خواندن نداشت زیرا او قبلا همه چیز را می دانست. امیدوار بودم که او بتواند از طریق تصاویر مکیده شود. یک هفته بعد پسر من از اتاق خوابش که کتاب را برداشت کرد بیرون رفت. \"شما این را می خوانید!\" او تقریبا فریاد زد با فوری. â € œThis guyâ € |I canâ € ™ t believeâ € |shit! معلم انگلیسی من می گوید که او باید همه را در کلاس خواند و این کتاب را بخواند. \"فاجعه هسته ای چرنوبیل به ماوس خود نیاز دارد، فقط به این دلیل که بسیاری از جوانان در آمریکا هرگز از آن خبر ندارند. (من واقعا از یک دسته خواسته بودم.) مستند، رمان، حساب های ناخودآگاه و حتی فیلم ترسناکی وجود دارد، اما هیچکدام از آنها از یک یاداشت تاریخی مهم تاریخی برخوردار نیستند. خوشبختانه صدای چرنوبیل بسیار نزدیک است. نویسنده روزنامه نگار بلاروس است که جایزه نوبل را در سال 2015 به دست آورد. برای این حساب، او با صدها نفر از ساکنان، مردم در تیم های تمیز، سیاستمداران، دانشمندان مصاحبه کرد. این فهرست ادامه می یابد. او آنها را در اینجا به عنوان تکلیف از مردم عادی، برخی از وحشتناک، برخی از عدم تمایل، برخی از فلسفه، و برخی تاریک خنده دار. بسیاری از مصاحبه ها تقریبا غیر قابل تحمل است و به عنوان خوانده شده از یک قاچاقچی در وظیفه تمیز کردن خواندن. ما به خانه آمده ایم من تمام لباسهایی را که در آنجا می پوشیدم بیرون آوردم و آنها را به سمت چاله زباله انداختم. من به کلاه من به پسر کوچکم دادم او واقعا این را می خواست. و او همیشه آن را پوشید. دو سال بعد آنها به او تشخیص دادند: یک تومور در مغز او ... شما می توانید بقیه این را خودتان بنویسید. من دیگر نمی خواهم حرف بزنم در بخش دیگری یک سرباز توصیف کشتن حیوانات خانگی خانگی را که در روستاهائی که تخلیه شده بودند، پشت سر گذاشتند. حیوانات رادیواکتیو بودند و ساکنان مجاز به گرفتن آنها نبودند. سگ ها منتظر بازگشت مردم بودند. آنها خوشحال بودند که ما را ببینند، به سمت صداهای ما حرکت کردند. ما آنها را در خانه ها و انبارها، در خانه ها شلیک کردیم. آنها نمی دانستند چرا ما آنها را می کشیم؟ آنها حیوانات خانگی بودند. آنها از اسلحه یا مردم نترسیدند. آنها به طرف صدای ما سوار شدند ... او یک سگ کوچولو بود. من هنوز برای او متاسفم ما با کامیون کامیون کامیون خود را بارگیری کردیم، حتی به بالای صفحه پر شده است. ما آنها را به \"قبرستان\" هدایت کردیم. برای اینکه صادقانه آن را فقط یک سوراخ عمیق در زمین داشته باشیم، گرچه شما مجبورید آن را حفاری کنید تا بتوانید به آبهای زیرزمینی برسید و شما قرار است آن را با سلفون عایق بندی کنید. اما البته این دستورالعمل ها در همه جا مورد نقض قرار گرفتند. اگر آنها مرده بودند، اگر فقط زخمی شدند، آنها گریه می کردند، گریه می کردند. ما آنها را از کامیون کمپرسی به سوراخ می کشیم و این نود سیاه کوچک سیاه در حال تلاش برای عقب نشینی است. هیچ کس هیچ گلوله ای را ترک نکرده است. هیچ چیز برای پایان دادن به او وجود ندارد. یک گلوله ای نیست ما او را به سوراخ فشار می دهیم و فقط او را در آنجا دفن می کنیم. این فقط یک پودل خانگی خانگی بود، یک پودول خراب شده. این یک چیز در حافظه من گیر افتاد بیست بچه در پایان روز یک گلوله واحد نیست. نه یک نفر. با این حال، به عنوان یک آمریکایی که به اندازه کافی درباره چرنوبیل نمی داند، آرزو می کنم که کتاب اطلاعات تاریخی بیشتری داشته باشد. یک نقشه با توضیح دقیق آنچه دقیقا اتفاق افتاده بود و برآورد اینکه چه تعداد از مردم در چه فاصله ای تحت تأثیر قرار گرفته اند مفید بوده است. همچنین، من نمی توانم هر ساختاری را به مونولوگ پیدا کنم. آنها با هم تلفیقی از لحاظ تاریخی یا موضوعات مربوط به آن نیستند، که در مغز من به منظور سفارش سخت بود. گفتم، خواندن این است شدید و عمیقا احساسی. به خاطر اینکه صدای چرنوبیل را به جهان فرستادم، به خاطر اینکه سوتلانا الکسیفیچ از چهره های سیاسی سخن می گوید سپاسگذارم زیرا معتقدم که هر یک از ما باید بدانیم چه اتفاقی در پریپیت اوکراین افتاد. این باید خواندن مورد نیاز باشد.

مشاهده لینک اصلی
من هرگز یک مستند که در سال 1986 در مورد فاجعه هسته ای در نیروگاه چرنوبیل شاهد بودم فراموش نخواهم کرد. این مستند \"نبرد چرنوبیل\" که توسط توماس جانسون کارگردانی شده است، درک بسیار خوبی از آنچه در زمان حادثه و پس از آن اتفاق افتاده است را درک می کند. این شامل فیلم های نادر اصلی و مصاحبه با افرادی که حضور داشتند و یا در اداره این فاجعه شرکت داشتند. آن را در YouTube در دسترس قرار می دهم و من آن را به شدت توصیه می کنم، زیرا فکر می کنم علاوه بر این واقعا عالی است (https://youtu.be/WWlha7Kakjs). اگر این مستند را ندیده بودم، می توانستم درک مقدماتی مترادفان و درک برخی از شهادت ها را درک کنم. پرولوگ کتاب این است که در واقع اولین مصاحبه با بیوه یک آتش نشان است که مدت کوتاهی پس از انفجار به کارخانه می رسد. تا همین امروز، Ive هرگز چنین داستان دلخراشی ندیده بود. من شک دارم که کسی که این مصاحبه را می خواند، هرگز قادر به فراموش کردن آن نخواهد بود. این کتاب همچنین با شهادت دیگر دلهره آور، دوباره از بیوه به پایان می رسد. رنج طولانی مدت شوهرش وحشتناک است. در میان اینها، مصاحبه هایی با همه افراد متاثر از فاجعه چرنوبیل وجود دارد. نویسنده، شهادت ها را فقط به نحوی که گفته می شود، نوشت. این باعث می شود آنها بسیار شخصی و صادقانه باشند. از سوی دیگر، گاهی اوقات آن چیزی را که در برخی موارد بیان شد، اصلا نفهمید. به طور کلی، کارهای صادقانه ای که در چشم انجام می شود بسیار متفاوت است. چگونه با این فاجعه وحشتناک مواجه می شویم، مردم احساس می کنند، فکر می کنند، زندگی می کنند. @ Chernobyl مانند جنگ تمام جنگ ها است. هیچ جایی برای پنهان شدن وجود ندارد. نه زیرزمینی، نه زیر آب، نه در هوا @ (ص 75). @ به طور مداوم با جنگ مقایسه شد. اما این بزرگتر بود. جنگ شما می توانید درک کنید اما این؟ مردم احساس سکوت @ (ص 141). @ این سطح دروغ گفتن، این سطح باور نکردنی، که چرنوبیل در ذهن ما متصل است، تنها در مقیاس دروغ در جنگ بزرگ قابل مقایسه بود (ص 143).

مشاهده لینک اصلی
توجه: این یک بررسی از کتاب نیست. جایزه نوبل باعث می شود ما نویسندگان را بخوانیم که حتی حتی قبل از آن هم شنیده ایم. چیز خوبی برای مطمئن هست هنگامی که من دیدم فلش خبری سال 2014 جایزه لیت من را مانند پاتریک کیست؟ همانند این سال. خوب، البته این ناداری کامل من است، تا آنجا که این سال برنده است، که به نظر می رسد به خوبی در محافل خواندن جدی شناخته شده است. اگر خلاقیت غیر داستانی برای نوبل به عنوان داستان و شعر مفید باشد، من تعجب می کنم که چرا Ryszard Kapuè\u003e ciÅ \"اسکی آن را دریافت نکرده است. در حال حاضر این یک بی عیب و نقص واقع در اینجا وجود دارد، غیر قابل تحمل است. برخی از اتفاقات این است که آنها تمام این سالها را تنها به یاد داشته باشید که سوتلانا الکسویچ را به یاد داشته باشید زمانی که بلوک غربی درگیری تازه با روسیه (و نیمی از بشریت است که امنیت جهانی الگو). نوبل همواره سیاست هایی را که بر انتخاب آنها تأثیر می گذارند، انکار می کند. مطمئنا، اما در مورد نقاط کور؟ زماني بود که حرمت نژادپرستي وحشيانه به وحشت افتاد. من با اشاره به Kipling Sahib گذشته. سلب مسئولیت واقعا اهمیتی ندارد. ما در جهان خنثی عمل نمی کنیم. همه چیز می پرسد که در زمینه می بینیم، انجمن ها ساخته خواهند شد که الگوها قابل مشاهده باشند، هیچ چیز از یک صفحه خالی بیرون نمی آید، به خصوص با توجه به این که نوبل کاملا جایزه جوایز را به زندانیان سیاسی یا مخالفان که بهFree World @ با چیزهایی که می گوئیم و نقطه ای برای اثبات آن، که در آن زمان کار خود را برای پشتیبانی از سیاست های غربی به سوی آن ایالت هایی همچون نوبل به عنوان یک ابزار تبلیغاتی واقعی در جنگ های ناامن مورد استفاده قرار داد، مورد استفاده قرار گرفت. در سال 2010 جایزه به لیو شیائووبو اهدا شد. این مرد نزدیک به یک فاشیست است اما از آنجایی که او می تواند بطور واضح بگوید چه غربی ها نمی توانستند به چهره نخست وزیر چینی بگویند، بسیاری از افسران هیجان زده و غافلگیر شده بودند، بدون اینکه آنها را بشنوند. اما از آنجایی که او در زندان بود، ما باید سرنوشت خود را به اشکال برسانیم. جایزه نوبل چه چیزی ارزشمند است وقتی که قاتلان دسته جمعی مانند وینستون چرچیل و اخیرا نگهدارنده باراک اوباما، بار دیگر پاداش دادند، اما کسی مانند مهاتما گاندی که در سال 1937، 38، 39، 47 و 48 ساله نامزد شده بود، پاداش داده شد. حقیقت سیاست های اجتناب ناپذیری که بر جایزه نوبل تأثیر می گذارد، یک چیز باقیمانده باقی مانده است، و به کسانی که می گویند این موضوع مهم نیست، من با احترام متاسفم: کار Alexievich از اختلافات غیر ضروری، نقص، براق، ضمیمه ضخیم به جسم خود را در جایی دیگر. به جای کمک به تمرکز بر شرمساری از بشریت به عنوان محصور شده در صدای متفرقه (و ناامید کننده) در کتاب های او جمع شده، کار او به عنوان یک تلاش تازه برای تقویت احساسات ضد روسیه با طراوت حافظه جهان در مورد بی عدالتی تاریخی و سرکوب امپراتوری شوروی و دوستانش، به این ترتیب یک حزب را مجبور کرده و یکی دیگر از طرفین را تحقیر می کند. من تکرار می کنم که این یک انتقاد از کارهای الکسیویچ است که ممکن است از لحاظ ارزش های ادبی، ارزش های انسانی و عدالت اجتماعی عالی باشد، دولت های قدرتمند دیگر با شروع جنگ های بیشتر و کشتن مردم بیشتر در سراسر جهان وجود دارد، زیرا او می خواهد در استفاده از تخته سنگ نوبل برای پیوستن به کوروش از صداهای کارگردانی علیه imperium non grata متوسل به انجام کارهای خود را به عنوان disfavour.Mum همیشه می گوید در زمان اشتباه هیچ فضایی در انجام کارهای درست وجود ندارد. (مشاهده اسپویلر) [من از من نفرت نیست! (پنهان کردن اسپویلر)]

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب صداهایی از چرنوبیل


#جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات روسیه - #دهه 1990 میلادی - #تاریخی - #علمی -
#انتشارات کتاب کوله پشتی - #سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ - #حدیث حسینی
کتاب های مرتبط با - کتاب صداهایی از چرنوبیل


 کتاب وقت ضیافت
 کتاب جستارهایی در باب عشق
 کتاب سفر دریایی لی لی
 کتاب صداهایی از چرنوبیل
 کتاب ستاره سرگردان
 کتاب ماناموکی: افسانه ای از یک سرزمین آرمانی